یلدا بلا و سه ماهگی
جیــــــــــــــــــــــــــــــــــــغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغ
سووووووووتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت
هوررررررررررراااااااااااااااااااا
سلاااااااااامممممممم ما اومدیممممممم

احوال دوستای گل و با مرام قربون همتون مرسی به یاد ما بودین عزیزان
دختر گلم این روزها چنان شیرین و خوشمزه شدی دلم میخواد هممتتت کنم درسته 
ای جونـــــــــــــــــــــم که چقده خوشمزه ای عزیز مامان
جونم برات بگه که تو این چند وقته خیلی چیزا یاد گرفتی و محیط اطرافت رو میشناسی حتی افراد دورو ورتو بخصوووووووووووووووووووووص مــــــــــــــــــــــن
از اونجایی که عید نزدیکه ( همین فردا میباشد ) ما هم به خرید و خونه تکونی مشغول بودیم این وسط شما کلی کاسب شدی گل مامان
مسافرت رفتیم اهواز و عروسی دختر دایی الهه جون و گریه های تو و سرما خوردنت و ناز و صدا درآوردنات و
در ادامه....
عشوه اومدن واسه بابایی ... قربونت برم الهی وقتی که بابا رو میخوای و دلت میخواد باهات حرف بزنه یه صدای مخصوص و خوشگل در میاری بابایی حسابی به وجد میاد حتی اگه پشت گوشی تلفن هم صداش کنی سه سوته خونست 
فدات بشم الهی چند روزه که سعی داری دمر بشی من که خیلی نگرانم و دو چشم دارم چند تا دیگه قرض کردم و شما رو میپام نکنه اتفاقی برات بیفته
خدایا همه ی بچه ها رو در پناهت حفظ کن
آمین



یلدا بلا و سه ماهگی
